مجلة علوم اللغة العربیة (فصلية محکمة)

مجلة علوم اللغة العربیة (فصلية محکمة)

الانزياح الدلالي في شعر هزبر محمود علی ضوء نظرية ليتش (أنموذجاً: ديوان حبيب الشمس)

نوع المستند : مقاله پژوهشی

المؤلفون
1 جامعة خليج فارس کلية العلوم الانسانية قسم اللغة العربية وآدابها
2 . أستاذ مساعد بقسم اللغة العربية وآدابها، كلية الآداب والعلوم الإنسانية، جامعة فردوسي مشهد، مشهد، إيران، ( المؤلف المسؤول )
10.22034/aoa.2025.545452.1065
المستخلص
الانزياح الدلالي من أهم الأساليب البيانية التي سنحت للشعر أن یطل من شرفتها علی عوالم الإبداع، حيث النزوح من واقعية الأشياء إلی المجاز الكامن فیها عبر جسور الاستعارة الممتدة بین اللغة والخيال. وقد یری ليتش أنّ الانزياح ينقسم إلی ثمانية أقسام: الانزياح الإيقاعي، والانزياح الزمني، والانزياح الأسلوبي، وانزياح اللهجات، والانزياح المعنائي، وانزياح المفردات، والانزياح النحوي، والانزياح الكتابي. والانزياح في دلالاته العديدة ساعد الشعراء في خوضهم غمار الأفكار لكشف قرين الغموض وليس الغامض ليساهموا في تعددية الرؤی في خلد المتلقي. وإننا في هذه الدراسة وفقا للمنهج الوصفي- التحليلي سلطنا الضوء علی الانزیاح الدلالي في ديوان حبيب الشمس للشاعر هزبر محمود الذي استطاع حسب قدرته الكتابية أن ينزاح عن السائد المألوف في الأنماط الشعرية ضمن سياق بياني آخر استطاع من خلاله أن يبلور المفاهيم المجازية قصائد ذات دلالات توحي للمتلقي شعريةً غير ما عهدها. ومن أهم المحاور في الانزياح الدلالي، الاستعارة والتراكيب البيانية التي استخدمها الشاعر لتكوين فضائه الشعري الخاص وهي (الرمز، التشبيه البليغ، المجاز) حيث طغت الأسلوبية علی مظاهر قصائده المنزاحة عن المألوف بواسطة التراكيب التي ضرب الشاعر من خلالها المفردات ببعضها لتتمخض معانٍ بحلة جديدة. ونستنتج أنَّ هزبر محمود أحد هؤلاء الذين انزاح عن المألوف الحديث بنمط شعري جديد واستعارات اجتازت حدود الاستعارة في الشعر إلی دائرة أوسع يمكن للاستعارة أن تكون نصا مطولا وقد عمد في إتيان تراكيب شعرية جديدة انفرد بها عن الآخرين، وقد وجدنا في شعر هزبر محمود ما تضمنته نظرية ليتش في الانزياح.
الكلمات الرئيسية

عنوان المقالة Persian

آشنایی زدایی معنایی در شعر هزبر محمود در پرتو نظريه لیتش (مثال:دیوان حبیب الشمس)

المؤلفون Persian

mahmood bawi bahri 1
بلاسم محسنی 2
1 دانشگاه خلیج فارس دانشکده علوم انسانی گروه زبان وادبیات عربی
2 . استادیار، گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران،(نویسنده مسئول)
المستخلص Persian

هنجارگریزی معنایی یکی از مهم‌ترین سبک‌های بیانی است، که به شعر فرصت داد تا بتواند دید مختلفی از دیدگاهش داشته باشد؛ آنجا که گریز از واقعیت اشیاء به سمت صور خیال به واسطه‌ی پل‌های استعاره که جهان زبان و عالم خیال را به‌هم مرتبط می‌سازند. جفری لیچ نظر دارد، که هنجارگریزی هشت‌گونه می‌باشد: هنجارگریزی ریتمی، هنجارگریزی زمانی، هنجارگریزی سبکی، هنجارگریزی لهجات، هنجارگریزی معنایی، هنجارگریزی کلمات، هنجارگریزی نحوی، هنجارگریزی نوشتاری. هنجارگریزی با تمامی سبک‌های خودش به شاعران آموخت، که بتوانند در عمیق‌ترین نقاط فکر شنا کنند تا فرصت کشف قرین مجهول را داشته باشند و نه آنچه که گنگ است، تا باعث کثرت آراء در ذهن شنونده شوند. در این مقاله با روش وصفی ـ تحلیلی دیوان حبیب الشمس اثرِ شاعر عراقی هزبر محمود را طبق سبک هنجارگریزی معنایی مورد بررسی قرار دادیم. هزبر محمود توانست با قدرت بيانی و نوشتاری که در شعر دارد از سبک‌های متعارف و قدیمی گریزی داشته باشد و در چارچوب این سبک توانست بعضی از مفاهیم خیال را به صورت شعری با سبکی جدید با نظرات و دیدگاه‌هایی مختلف به شنونده خود برساند و مهم‌ترین محورهای هنجارگریزی معنائی، استعاره، ترکیب‌های بیانی که شاعر با استفاده از آنها توانست فضای شعری خاص خود را تشکیل دهد مانند: رمز، تشبیه، مجاز و مظاهر سبک‌شناسی به واسطه‌ی این ترکیب‌ها در اشعار هزبر نمایان شد، شاعر توانست با جمع‌آوری و تغییر مکان کلمات در این ترکیب‌ها معانی جدیدی به دست آورد، که باعث هنجارگریزی معنایی شود.

در مقامِ نتیجه باید گفت، که هزبر محمود با این هنجارگریزی جدید توانست سبک جدیدی در شعر خود داشته باشد به واسطه استعاره‌های جدید در شعر به دایره‌ای بزرگتر که می‌توان استعاره را یک متن در نظر گرفت و ترکیب‌های جدیدش نمونه‌ای بارز از هنجارگریز معنایی می‌باشد و علاوه بر این نظریه لیچ در اشعار ایشان واضح به نظر می‌آید.

الكلمات الرئيسية Persian

هنجارگریزی معنایی
نظریه‌ی لیچ
استعاره
هزبر محمود

المقالات الجاهزة للنشر، المقال المقبول
استمارة إلكترونية متاحة 23 November 2025