مجلة علوم اللغة العربیة (فصلية محکمة)

مجلة علوم اللغة العربیة (فصلية محکمة)

دراسة التناص القرآني في شعر عبد الله بن رواحة المنشود في ثنایا معركة مؤتة على ضوء نظرية جوليا كريستيفا

نوع المستند : مقاله پژوهشی

المؤلف
أستاذ منتدب في قسم الدراسات الإسلامية، كلية العلوم الإنسانية، جامعة گنبد كاووس، گنبد کاووس، إيران.
10.22034/aoa.2026.547026.1067
المستخلص
لقد ترك الإسلام في أدب صدر الإسلام وسائر شؤون الناس أثراً واضحاً، فانقلب الناس من الجاهلية الجَهْلاء إلى رحاب الإسلام الوارفة. قمنا في هذا البحث بدراسة أثر القرآن الكريم في أشعار عبد الله بن رواحة الجهادية المنشودة في ثنايا معركة مؤتة لتکون دائرة البحث أكثر تحديداً وأعمق دراسة وبحثاً في إطار التناص القرآني على أساس نظرية جوليا كريستيفا بمنهج وصفي- تحليلي، لتكون الدراسة بمنهجية علمية دقيقة لإظهار أرقى المعاني الموجودة في شعره المستنبطة من القرآن الکریم، وإبراز اختياراته الجميلة من مفردات الکتاب الکریم لفظاً أو معنىً. بعدما أخضعنا شعره على أنماط التناص الثلاثة من النفي الجزئي والمتوازي والكلي وصلنا إلى أنَّ ابن رواحة يستفيد في شعره من مفردات القرآن الكريم ومفاهيمه حيث ظاهرة التناص فيه واضحة بالمعنى الذي تراه جوليا كريستيفا بأركانه الثلاثة. فمن منظر النفي الجزئي نجد ارتباطاً عميقاً بين نصَّي الحاضر والغائب في الألفاظ والمفاهيم، بمعنى أنَّه يستفيد القليل من نفس مفردات القرآن الكريم في شعره، أما الألفاظ المترادفة فهي كثيرة الاستعمال. وكذلك المفاهيم في أشعاره هي استمرار لمفاهيم القرآن الكريم. ومن منظر النفي المتوازي نجد أنَّه يستلهم المعاني من القرآن الكريم ويبقي جوهرها الأصلي ثم يسرد مفاهيم عالية من عنده فأوجد وفاقاً تماماً بين هذه وتلك. ثم يكتف الشاعر بمفاهيم مستلهمة من الكتاب العزيز ولم ينشد قصائد في مفاهيم خاصة ومضامين بديعة تعبيراً عن حكمته وفلسفته في حياته كي نجعله في إطار النفي الكلي. فالشاعر يستفيد في شعره من إطار النفي الجزئي والمتوازي على حد سواء تقريباً، وأما النفي الكلي فلم يستفد منه في شعره.
الكلمات الرئيسية

عنوان المقالة Persian

بررسی بینامتنیت قرآنی در شعر جهادی عبدالله بن رواحه در جنگ مؤته در پرتوی نظریه ژولیا کریستوا

المؤلف Persian

عبدالله نوری زاد
استاد مدعو گروه الهيات، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه گنبد کاووس، گنبد کاووس، ایران.
المستخلص Persian

اسلام تأثیر آشکاری بر ادبیات و آداب و رسوم مردم صدر اسلام گذاشت. بررسی اشعار ابن رواحه، جلوه‌های این تأثیر را از واژگان و مفاهیم قرآن کریم آشکار می‌کند. در این پژوهش، با رویکرد توصیفی تحلیلی، تأثیر قرآن کریم بر اشعار او را در محدوده زمانی جنگ مؤته، در چارچوب بینامتنیت قرآنی، بر اساس نظریه ژولیا کریستوا، بررسی می‌کنیم. نتایج به دست آمده پس از بررسی شعر او در سه رکن بینامتنیت؛ نفی جزئی، متوازی و کلی، بیانگر وجود بینامتنیت قرآن کریم، آنطور که کریستوا بیان می‌کند، است. از منظر نفی جزئی، پیوند عمیقی بین متن حاضر و غایب می‌یابیم، یعنی شاعر از عین واژگان قرآن کریم کمتر بهره برده و بیشتر از کلماتی که قرابت معنایی با الفاظ قرآن کریم دارد استفاده می‌کند، مفاهیم اشعار او نیز ادامه مفاهیم قرآن کریم است. از منظر نفی متوازی، شاعر از مضامین قرآن کریم الهام می‌گیرد و با حفظ جوهره اصلی آن، مفاهیم والای خود را بیان می‌کند و بدین ترتیب هماهنگی کاملی میان آن دو ایجاد می‌کند. شاعر خود را بر مفاهیم الهام گرفته از قرآن کریم محدود کرده، و اشعاری با مفاهیم جدید و مضامین بدیع نمی‌سراید که بیانگر حکمت و فلسفه عمیق او باشد، تا آن را در ذیل چارچوب نفی کلی، ارائه کنیم. در پایان شاعر از دو رکن نفی جزئی و متوازی تقریبا به طور مساوی بهره می‌برد، اما از نفی کلی استفاده نمی‌کند.

الكلمات الرئيسية Persian

بینامتنیت قرآنی
ژولیا کریستوا
عبدالله بن رواحه
شعر جهادی
جنگ مؤته

المقالات الجاهزة للنشر، المقال المقبول
استمارة إلكترونية متاحة 09 February 2026